هالک در نگاه اول شخصیتی ساده به نظر میرسد: مردی عصبانی که به موجودی سبزرنگ و شکستناپذیر تبدیل میشود. اما جذابیت واقعی این شخصیت در قدرتش نیست؛ در ترس بروس بنر از آن قدرت است. مارک رافلو از نخستین حضورش در انتقامجویان این نکته را میفهمد. او بنر را طوری بازی میکند که آرامشش شبیه آسودگی نیست؛ شبیه تلاشی دائمی برای جلوگیری از یک فاجعه است.
رافلو برای نشان دادن این اضطراب، به اغراق تکیه نمیکند. صدایش معمولاً پایین است، کلماتش را با احتیاط انتخاب میکند و در جمع، اندکی معذب به نظر میرسد. کنار شخصیتهای پر سر و صدایی مثل تونی استارک و ثور، این رفتار ممکن است کماهمیت جلوه کند؛ اما درست همین خویشتنداری، به حضور بنر وزن میدهد. تماشاگر میداند پشت ظاهر آرام او نیرویی پنهان است که شاید خودش هم نتواند مهارش کند.
در انتقامجویان، رابطهٔ بنر و هالک هنوز بر پایهٔ ترس بنا شده است. دیگران به توانایی هالک نیاز دارند، ولی نمیتوانند مطمئن باشند او پس از ظاهر شدن چه خواهد کرد. رافلو این دوگانگی را به خوبی منتقل میکند: بنر هم عضوی ارزشمند برای گروه است و هم کسی که حضورش میتواند همهچیز را به خطر بیندازد. بازی او باعث میشود تبدیل شدن به هالک فقط یک لحظهٔ هیجانانگیز جلوههای ویژه نباشد؛ نتیجهٔ فشاری باشد که پیشتر در چهره و رفتار بنر دیدهایم.
یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ رافلو، شوخطبعی محدود و تلخ بنر است. او گاهی دربارهٔ وضعیت خودش شوخی میکند، اما این شوخیها از سر بیخیالی نیستند. بیشتر شبیه راهیاند برای زندگی کردن با چیزی که نمیتواند از آن خلاص شود. به همین دلیل، بنرِ رافلو برخلاف بسیاری از شخصیتهای ابرقهرمانی، با اعتمادبهنفس وارد صحنه نمیشود. او پیش از آنکه قهرمان باشد، انسانی است که میکوشد با خودش کنار بیاید.
عصر اولتران جنبهٔ تلختری از این شخصیت را پیش میکشد. وقتی قدرت هالک از کنترل خارج میشود، خسارتها دیگر صرفاً بخشی از یک نبرد تماشایی نیستند؛ به مسئلهای اخلاقی برای بنر تبدیل میشوند. رافلو در این بخش، احساس گناه را بدون سخنرانیهای طولانی منتقل میکند. بااینحال، فیلم فرصت کافی به پیامدهای روانی آن نمیدهد. درست وقتی میتوانیم عمیقتر بفهمیم زندگی با ترس از آسیب رساندن به دیگران چه معنایی دارد، روایت دوباره به مأموریت گروه برمیگردد.
در ثور: رگناروک، لحن شخصیت تغییر میکند. فیلم از تضاد بنر و هالک برای ساختن موقعیتهای کمدی استفاده میکند و رافلو هم در بازی مقابل کریس همسورث بسیار راحت و دقیق است. بنرِ او گیج، عصبی و گاه خندهدار است؛ در مقابل، هالک دیگر فقط نیرویی کور نیست و نشانههایی از خواستهها و شخصیت مستقل دارد. این رویکرد به رابطهٔ آن دو تازگی میدهد، اما یک هزینه هم دارد: هرچه هالک بیشتر به همراهی بامزه برای ثور تبدیل میشود، وجه ترسناک و پیشبینیناپذیرش کمرنگتر میشود.
جنگ ابدیت ایدهٔ جالبی را مطرح میکند: این بار بنر به هالک نیاز دارد، اما هالک حاضر نیست ظاهر شود. جابهجایی نقشها میتوانست نقطهٔ شروع کاوشی جدی در رابطهٔ این دو باشد. رافلو درماندگی بنر را خوب بازی میکند؛ مردی که زمانی از هیولای درونش فرار میکرد، حالا در لحظهٔ خطر نمیتواند به او دسترسی پیدا کند. مشکل این است که فیلم، با وجود طرح کردن این کشمکش، مجال چندانی برای پرداختن به آن ندارد.
این کمبود در پایان بازی آشکارتر میشود. بنر و هالک سرانجام به «هالکِ باهوش» میرسند؛ شخصیتی که ذهن بنر و بدن هالک را با هم دارد. اجرای رافلو و جلوههای ویژه کمک میکنند حالتهای چهره و شوخطبعی بنر در این بدن تازه قابل تشخیص باشند. اما مهمترین تحول زندگی او، یعنی آشتی با بخشی از وجودش که سالها از آن وحشت داشت، عمدتاً بیرون از قاب اتفاق میافتد. ما نتیجه را میبینیم، بیآنکه به اندازهٔ کافی در مسیر رسیدن به آن شریک شده باشیم. به همین دلیل، این تغییر با وجود اهمیتش، از نظر احساسی به قدرتی که میتوانست داشته باشد نمیرسد.
اینجا باید میان عملکرد بازیگر و تصمیمهای فیلمنامه فرق گذاشت. رافلو در هر مرحله مواد لازم را برای شخصیتی پیچیده فراهم میکند: ترس، هوش، حس گناه و طنزی که روی زخمها را میپوشاند. این فیلمها هستند که گاهی هالک را به ابزار صحنههای اکشن یا شوخیهای گروهی محدود میکنند و فرصت نمیدهند تضاد بنر و هالک به سرانجامی کاملاً باورپذیر برسد. حتی در پایان بازی، جایی که توان هالک نقشی تعیینکننده پیدا میکند، بخش درونی پیروزی او کمتر از خودِ اتفاق دیده میشود.
مارک رافلو شاید بهیادماندنیترین تصویر هالک را در لحظههای خشم او نساخته باشد؛ دستاوردش در لحظههای پیش از خشم است. در سکوتها، نگاههای مردد و شوخیهای کوتاه بنر، میتوان فشار زندگی با قدرتی مهارنشدنی را حس کرد. نقد اصلی به مسیر این شخصیت آن است که فیلمها بهتدریج از همین تضاد فاصله میگیرند. رافلو انسانی را زیر پوست هیولا پیدا کرد؛ حیف که روایت همیشه به اندازهٔ بازی او کنجکاو نبود.
از ۱۰
بیشتر دربارهٔ «مارک رافلو»
نظرها
۲ نظربرای پاسخدادن وارد شو.

