دربارهٔ فیلمافشاگری (۲۰۲۶)صفحهٔ فیلمفیلم Disclosure Day یا «روز افشاگری»، به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، پیش از اکران یکی از موردانتظارترین آثار علمیتخیلی سال ۲۰۲۶ بود. بازگشت اسپیلبرگ به دنیای موجودات فرازمینی، همکاری دوباره او با دیوید کپ و جان ویلیامز و حضور بازیگرانی مانند امیلی بلانت، جاش اوکانر، کالین فرث و کولمن دومینگو، انتظارها را برای یک فیلم علمیتخیلی بزرگ افزایش داده بود.
پس از انتشار نقدها مشخص شد که واکنش منتقدان به فیلم عموماً مثبت، اما بههیچوجه یکدست نبوده است. گروهی Disclosure Day را بازگشتی پرانرژی به سینمای ماجراجویانه اسپیلبرگ و نمونهای کمیاب از یک بلاکباستر سرگرمکننده و صاحب ایده دانستهاند. در مقابل، منتقدان دیگری اعتقاد دارند فیلم بیش از اندازه به آثار قدیمی اسپیلبرگ وابسته است، فیلمنامه آشفته و کمعمقی دارد و بهجای مواجهه جدی با مفهوم افشای وجود موجودات فضایی، بیشتر زمان خود را صرف تعقیبوگریز میکند.
در نتیجه، اجماع کلی منتقدان چیزی میان تحسین و ناامیدی است: Disclosure Day از نظر اجرا، بازی امیلی بلانت، تعلیق و کیفیت تولید قدرتمند ظاهر میشود، اما فیلمنامه دیوید کپ نمیتواند تمام ظرفیت ایده مرکزی فیلم را به نتیجه برساند.
وضعیت امتیازهای فیلم Disclosure Day
تا زمان نگارش این مقاله، Disclosure Day در Metacritic امتیاز ۷۴ از ۱۰۰ را براساس ۶۳ نقد حرفهای به دست آورده است؛ امتیازی که در محدوده «نقدهای عموماً مثبت» قرار میگیرد. بااینحال، امتیاز کاربران متاکریتیک حدود ۵٫۲ از ۱۰ است که شکاف قابلتوجهی میان نظر منتقدان و بخشی از مخاطبان را نشان میدهد. صفحه فیلم در Metacritic
امتیاز منتقدان در Rotten Tomatoes نیز حدود ۸۰ درصد گزارش شده است. جمعبندی این وبسایت، فیلم را برداشتی انسانگرایانه از یکی از مضامین همیشگی اسپیلبرگ معرفی میکند که خوشبینی را در عصر توطئه و بیاعتمادی دنبال میکند و بیشترین قدرتش را از بازی امیلی بلانت میگیرد. جمعبندی Rotten Tomatoes
این امتیازها نشان میدهند که بیشتر منتقدان فیلم را اثری قابلقبول یا خوب ارزیابی کردهاند؛ اما امتیاز نسبتاً پایینتر تماشاگران و نقدهای منفی تند، ثابت میکنند که با یک شاهکار مورد توافق یا بازگشتی در اندازه Close Encounters of the Third Kind روبهرو نیستیم.
خلاصه داستان فیلم بدون اسپویل
مارگارت فیرچایلد با بازی امیلی بلانت، هواشناس یک شبکه تلویزیونی است که هنگام اجرای زنده رفتار عجیبی از خود نشان میدهد و ناگهان شروع به تولید صداهایی ناشناخته میکند. در سوی دیگر داستان، دنیل کلنر با بازی جاش اوکانر، کارشناس امنیت سایبری و افشاگری است که به مدارکی درباره پنهانکردن وجود موجودات فرازمینی دست پیدا کرده است.
این دو شخصیت بهتدریج وارد ماجرایی میشوند که پای یک سازمان قدرتمند، چندین دهه پنهانکاری و تلاش برای جلوگیری از افشای حقیقت را به میان میآورد. پرسش اصلی فیلم فقط این نیست که آیا موجودات فضایی وجود دارند؛ بلکه این است که چه کسی حق دارد حقیقت را بداند و آیا جامعهای گرفتار اخبار جعلی، هوش مصنوعی، توطئه و بیاعتمادی، اصلاً توانایی پذیرفتن حقیقت را دارد؟
فیلم ۱۴۵ دقیقه زمان دارد و فیلمنامه آن را دیوید کپ، براساس داستانی از خود اسپیلبرگ، نوشته است. امیلی بلانت، جاش اوکانر، کالین فرث، ایو هیوسن و کولمن دومینگو بازیگران اصلی آن هستند. وبسایت رسمی Disclosure Day
مهمترین نقطه قوت از نظر منتقدان: امیلی بلانت
تقریباً واضحترین نقطه اشتراک میان نقدهای مثبت و منفی، تحسین بازی امیلی بلانت است. حتی منتقدانی که فیلمنامه و نتیجه نهایی فیلم را ضعیف ارزیابی کردهاند، اجرای او را یکی از دلایل اصلی قابلتماشا بودن Disclosure Day میدانند.
بلانت باید چند وضعیت متفاوت را در یک شخصیت کنار هم قرار دهد: یک مجری حرفهای، زنی که کنترل بدن و صدایش را از دست میدهد، فردی گرفتار خاطرات و تجربههایی نامعلوم و انسانی که ناخواسته به مرکز بحرانی جهانی کشیده میشود. منتقدان معتقدند او بدون تبدیلکردن مارگارت به شخصیتی اغراقآمیز، آشفتگی و وحشت درونی او را منتقل میکند.
The Guardian بازی بلانت را یکی از بهترین اجراهای کارنامهاش توصیف کرده و حتی او را در مسیر تبدیلشدن به معادل زنانه تام هنکس در سینمای اسپیلبرگ قرار داده است؛ یعنی بازیگری که میتواند شخصیت انسانی و قابلاعتمادی را در مرکز اتفاقاتی بسیار بزرگ نگه دارد. نقد The Guardian
جمعبندی Rotten Tomatoes نیز بیشترین امتیاز فیلم را متعلق به بازی بلانت میداند. دلیل این تحسین فقط اجرای صحنههای پرتنش نیست؛ بلکه توانایی او در حفظ پیوند عاطفی مخاطب با داستانی است که در بخشهایی به سمت توضیحات علمیتخیلی و توطئههای پیچیده حرکت میکند.
در مقابل، جاش اوکانر عموماً بازی خوبی ارائه داده، اما بسیاری از منتقدان شخصیت دنیل را بهاندازه مارگارت پرداختشده نمیدانند. اوکانر انرژی عصبی و آسیبپذیری مناسبی به نقش میدهد، ولی فیلمنامه فرصت کافی برای شناختن زندگی و انگیزههای عمیقتر او فراهم نمیکند.
کولمن دومینگو نیز حضور کاریزماتیکی دارد، اما نقش او کمتر از ظرفیت این بازیگر گسترش پیدا کرده است. کالین فرث وظیفه بازی در نقش چهره اصلی قدرت و پنهانکاری را برعهده دارد؛ بااینحال، بعضی منتقدان شخصیت او را بیش از اندازه آشنا و تکبعدی ارزیابی کردهاند.
نظر مثبت منتقدان: اسپیلبرگ هنوز استاد سرگرمی است
بخش بزرگی از منتقدان معتقدند Disclosure Day، حداقل از نظر کارگردانی، نشان میدهد اسپیلبرگ هنوز توانایی ساختن یک سرگرمی بزرگ سینمایی را دارد. او بهخصوص در طراحی تعقیبوگریزها، کنترل جغرافیای صحنه و ترکیب اطلاعات داستانی با حرکت و تعلیق، همچنان مهارت قابلتوجهی نشان میدهد.
The Guardian فیلم را اثری بسیار سرگرمکننده و البته کاملاً نامعقول معرفی کرده که همزمان بازیگوش و جدی است. از نگاه این نقد، شباهتهایی به آثار هیچکاک، بهخصوص North by Northwest، در فیلم دیده میشود؛ زیرا شخصیتهای معمولی ناگهان وارد توطئهای بزرگ میشوند و دائماً در حال فرار هستند. نقد The Guardian
IndieWire نیز Disclosure Day را یک فیلم پاپکورنی مفرح و گاهی عامدانه مضحک ارزیابی کرده است. از این منظر، فیلم لزوماً تلاش نمیکند نسخه جدیدی از Close Encounters باشد؛ بلکه نشان میدهد نگاه اسپیلبرگ به مفهوم تماس با موجودات فضایی طی نزدیک به پنج دهه چگونه تغییر کرده است. نقد IndieWire
منتقد RogerEbert.com فیلم را نمونهای از بلاکباستری میداند که میتواند در کنار سرگرمکردن مخاطب، پیچیدگی اخلاقی و مضمونی هم داشته باشد. این گروه از منتقدان، خوشبینی اسپیلبرگ را ضعف نمیدانند؛ بلکه آن را واکنشی آگاهانه به دورانی میبینند که حقیقت، اعتماد عمومی و همدلی انسانی دائماً زیر سؤال رفتهاند. نقد RogerEbert.com
Associated Press نیز فیلم را نمونهای کلاسیک از سینمای اسپیلبرگ توصیف کرده است: ترکیبی از هیجان، احساسات، توطئه، شوخطبعی، موسیقی جان ویلیامز و تصاویری که حس شگفتی را هدف قرار میدهند. بااینحال، همین نقد نیز برخی مشکلات جلوههای کامپیوتری، جزئیات روایی و فاصله عاطفی مخاطب با شخصیتها را نادیده نمیگیرد. نقد Associated Press
انتقاد اصلی: فیلم بیشتر تعقیبوگریز است تا «روز افشاگری»
مهمترین انتقاد مشترک در نقدهای منفی این است که عنوان و ایده فیلم، انتظار داستانی بسیار بزرگتر را ایجاد میکنند. نام Disclosure Day این تصور را به وجود میآورد که فیلم قرار است درباره روز آشکارشدن وجود موجودات فضایی و واکنش سیاسی، مذهبی، اجتماعی و روانی مردم جهان باشد.
اما بخش زیادی از فیلم پیش از افشا میگذرد و به تلاش شخصیتها برای رساندن مدارک به مردم اختصاص دارد. به بیان دیگر، «روز افشاگری» بیشتر هدف نهایی داستان است تا موضوع اصلی آن.
منتقدان مخالف میگویند فیلم بهجای پرداختن به این پرسش جذاب که «بشر پس از فهمیدن حقیقت چه خواهد کرد؟»، به یک تریلر توطئه و تعقیبوگریز تبدیل میشود. شخصیتها دائماً از دست مأموران فرار میکنند، به مکان دیگری میروند و اطلاعات تازهای پیدا میکنند، اما تأثیر واقعی چنین کشفی بر جهان تا حد زیادی به پایان داستان موکول میشود.
منتقد وبسایت 3 Brothers Film نوشته است که فیلم بهجای نمایش پیامدهای افشا، عملاً استدلالی در دفاع از ضرورت افشا ارائه میکند. از نظر این نقد، تعدادی از تعقیبوگریزها بسیار خوب ساخته شدهاند، اما نقطه اوج به اندازه وعده فیلم بزرگ نیست و پایان نیز ناگهانی احساس میشود. نقد 3 Brothers Film
این مسئله یکی از دلایل اصلی اختلاف میان تماشاگران است. کسانی که انتظار یک ماجراجویی توطئهمحور و قدیمی داشتهاند، احتمالاً از فیلم بیشتر لذت میبرند؛ اما افرادی که منتظر بررسی عمیق پیامدهای نخستین تماس و افشای عمومی بودهاند، ممکن است احساس کنند فیلم درست در جایی تمام میشود که داستان اصلی باید شروع شود.
فیلمنامه دیوید کپ؛ بزرگترین نقطه ضعف فیلم
تندترین نقدهای منفی تقریباً همگی فیلمنامه دیوید کپ را هدف قرار دادهاند. منتقدان مخالف میگویند فیلم ایده مرکزی قدرتمندی دارد، اما نمیتواند آن را به داستانی منسجم، معاصر و از نظر شخصیتی عمیق تبدیل کند.
Little White Lies فیلمنامه را آشفته ارزیابی کرده و نوشته است که یک ایده خوب بهدلیل نگارش ضعیف به نتیجه نمیرسد. از دید این رسانه، فیلم نه کاملاً با فضای سیاسی و فرهنگی امروز وارد گفتوگو میشود و نه آنقدر هویت نوستالژیک و قدیمی دارد که بتوان آن را بازگشتی حسابشده به بلاکباسترهای گذشته دانست. نقد Little White Lies
Los Angeles Times حتی نگاه تندتری دارد و فیلم را ماجراجویی شلوغی معرفی میکند که با وجود حضور موجودات فرازمینی، از «حیات هوشمند» بیبهره است. این نقد به سطحیبودن مفاهیم، تصمیمهای غیرمنطقی شخصیتها و ناتوانی فیلم در تبدیل توطئه به موضوعی واقعاً باورپذیر اشاره میکند. نقد Los Angeles Times
Slant Magazine فیلم را اثری پراکنده، فاصلهدار و بیش از اندازه موعظهگر توصیف کرده است. از نگاه این منتقد، Disclosure Day بهجای آنکه ایدههایش را از طریق درام و شخصیتها به مخاطب منتقل کند، گاهی آنها را مستقیم توضیح میدهد و به مجموعهای از گزارههای بزرگ درباره انسانیت، حقیقت و همدلی تبدیل میشود. نقد Slant Magazine
بنابراین، حتی تعدادی از نقدهای مثبت نیز میپذیرند که کارگردانی اسپیلبرگ از فیلمنامه جلوتر است. او با حرکت دوربین، موسیقی، ریتم و بازیها تلاش میکند به موقعیتهایی جان بدهد که روی کاغذ همیشه قانعکننده نیستند.
آیا فیلم فقط موفقیتهای قبلی اسپیلبرگ را تکرار میکند؟
یکی دیگر از محورهای مهم نقدها، رابطه Disclosure Day با فیلمهای گذشته اسپیلبرگ است. فیلم آشکارا یادآور Close Encounters of the Third Kind، E.T.، War of the Worlds، Minority Report و حتی The Post است.
برای بعضی منتقدان، این ارجاعات جذاباند و Disclosure Day را به جمعبندی چند دهه علاقه اسپیلبرگ به موجودات فضایی، دولت، پنهانکاری، خانواده و ارتباط انسانی تبدیل میکنند. نقد Vulture حتی فیلم را یکی از شخصیترین آثار فرازمینی اسپیلبرگ میداند و بر جنبه معنوی آن تأکید میکند. نقد Vulture
اما منتقد The New Yorker نگاه متفاوتی دارد. جاستین چنگ معتقد است فیلم موفقیتهای گذشته اسپیلبرگ را دوباره اجرا میکند، ولی این بازگشتها با کاهش تأثیر همراهاند. بهعبارت سادهتر، عناصر آشنای سینمای اسپیلبرگ همچنان دیده میشوند، اما دیگر همان تازگی و قدرت سابق را ندارند. نقد The New Yorker
Variety نیز فیلم را یک تریلر تعقیبوگریز پرانرژی میداند، اما معتقد است اسپیلبرگ که زمانی با فیلمهایش فرهنگ عمومی مرتبط با موجودات فضایی را شکل میداد، اکنون بیشتر در حال دنبالکردن افسانهها و نظریههایی است که طی دهههای بعد از آثار خودش ساخته شدهاند. نقد Variety
این اختلاف دیدگاه به سؤال اصلی درباره فیلم منتهی میشود: آیا Disclosure Day یک جمعبندی پخته از دغدغههای همیشگی اسپیلبرگ است یا فیلمسازی بزرگ را نشان میدهد که این بار بیشتر از آنکه مسیر تازهای بسازد، در حال مرور گذشته خودش است؟
نگاه فیلم به حقیقت، توطئه و عصر اخبار جعلی
طرفداران فیلم معتقدند Disclosure Day فقط درباره موجودات فضایی نیست. موضوع اصلی آن حقیقت و امکان باورکردن حقیقت در جامعه معاصر است.
در دوران شبکههای اجتماعی، تصاویر ساختگی و هوش مصنوعی، حتی انتشار یک مدرک تصویری نیز لزوماً نمیتواند مردم را قانع کند. فیلم این پرسش را مطرح میکند که اگر مدرکی قطعی از وجود موجودات فرازمینی منتشر شود، آیا مردم آن را میپذیرند یا آن را محصول جعل، تبلیغات و عملیات سیاسی میدانند؟
این یکی از بهروزترین مفاهیم فیلم است. افشاگران داستان فقط باید اطلاعات را منتشر کنند؛ آنها باید راهی پیدا کنند تا مردم به واقعیبودن اطلاعات اعتماد کنند. از این نظر، Disclosure Day ادامهای بر دغدغههای سیاسی فیلمهایی مانند The Post و Bridge of Spies نیز محسوب میشود.
بااینحال، منتقدان منفی میگویند فیلم این مسئله را مطرح میکند، اما به اندازه کافی گسترش نمیدهد. ایده بحران حقیقت در عصر هوش مصنوعی میتوانست به هسته اصلی فیلم تبدیل شود، ولی در بسیاری از صحنهها جای خود را به تعقیبوگریز، گروگانگیری و شرورهای سازمانی میدهد.
خوشبینی اسپیلبرگ؛ نقطه قوت یا سادهلوحی؟
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای فیلم، خوشبینی اسپیلبرگ به ظرفیت انسان برای همدلی و اتحاد است. فیلم باور دارد مواجهه با حقیقتی بزرگتر از اختلافات روزمره میتواند انسانها را برای لحظهای کنار هم قرار دهد.
منتقدان مثبت این نگرش را انسانی و ضروری میدانند. در دورانی که سینمای علمیتخیلی اغلب آینده را تاریک و بشر را محکوم به نابودی نشان میدهد، امیدواری اسپیلبرگ ویژگی متمایزی دارد. او هنوز باور دارد ارتباط و شناخت میتوانند جای ترس و خشونت را بگیرند.
اما برخی نویسندگان این خوشبینی را غیرواقعبینانه ارزیابی کردهاند. The Guardian در مقالهای جداگانه استدلال میکند که فیلم ظرفیت انسانها برای همدلی را بیش از اندازه بالا تصور میکند. اگر مردم جهان در برابر رنج انسانها، حیوانات و گروههای تحت ستم واکنش یکسانی نشان نمیدهند، چرا باید رنج موجودات فرازمینی ناگهان همه را متحد کند؟ تحلیل The Guardian
بنابراین، چیزی که برای گروهی «انسانگرایی» است، برای گروهی دیگر «احساساتگرایی سادهلوحانه» به نظر میرسد. این اختلاف، احتمالاً مهمترین دلیل دو قطبیشدن واکنش مخاطبان به پایان فیلم است.
فیلمبرداری، موسیقی و کیفیت فنی
نظر منتقدان درباره جنبههای فنی فیلم عموماً مثبتتر از فیلمنامه است. فیلمبرداری یانوش کامینسکی، استفاده از نورهای شدید، قابهای وسیع و حرکتهای دقیق دوربین، همان امضای بصری آشنای همکاریهای او با اسپیلبرگ را دارد.
جان ویلیامز نیز در سیامین همکاری سینمایی خود با اسپیلبرگ، موسیقیای ساخته که حس رمزآلودگی، خطر و شگفتی را تقویت میکند. موسیقی او مخصوصاً در لحظاتی که فیلمنامه نمیتواند احساس لازم را ایجاد کند، بار عاطفی صحنه را بر دوش میکشد.
طراحی صحنههای تعقیبوگریز نیز از تحسینشدهترین بخشهای فیلم است. حتی نقدهای منفی پذیرفتهاند که اسپیلبرگ هنوز در طراحی اکشن واضح و قابلدنبالکردن مهارت دارد. برخلاف بسیاری از فیلمهای مدرن که با تدوین سریع و دوربین لرزان، موقعیت شخصیتها را نامشخص میکنند، اسپیلبرگ معمولاً جغرافیای صحنه، مسیر حرکت و منبع خطر را برای مخاطب روشن نگه میدارد.
بااینحال، برخی منتقدان جلوههای کامپیوتری را ناهماهنگ و تعدادی از تصاویر را پایینتر از استاندارد مورد انتظار از چنین تولید بزرگی دانستهاند. این انتقاد مخصوصاً زمانی برجسته میشود که فیلم با آثار ماندگار و از نظر بصری انقلابی گذشته اسپیلبرگ مقایسه شود.
مهمترین نقاط قوت از نگاه منتقدان
بازی بسیار قدرتمند امیلی بلانت
کارگردانی مسلط اسپیلبرگ در صحنههای تعقیبوگریز
موسیقی تأثیرگذار جان ویلیامز
کیفیت بالای فیلمبرداری و تولید
ترکیب سرگرمی بلاکباستری با موضوع حقیقت و پنهانکاری
نگاه انسانگرایانه به تماس با موجودات فرازمینی
توانایی فیلم در ایجاد تعلیق و حفظ ریتم در بخشهای اکشن
بازگشت جذاب برخی مؤلفههای کلاسیک سینمای اسپیلبرگ
مطرحکردن مسئله اعتماد در عصر اخبار جعلی و تصاویر مصنوعی
مهمترین نقاط ضعف از نگاه منتقدان
فیلمنامه آشفته و گاهی غیرمنطقی دیوید کپ
شخصیتپردازی محدود بهجز شخصیت امیلی بلانت
استفاده بیش از اندازه از دیالوگهای توضیحی
مدتزمان ۱۴۵ دقیقهای و کشآمدن بخشهایی از داستان
فاصله میان وعده عنوان فیلم و موضوع واقعی روایت
تمرکز بیشتر بر عملیات افشا تا پیامدهای آن
شباهت فراوان به آثار قبلی اسپیلبرگ
شخصیت منفی نسبتاً کلیشهای و کمعمق
پایانبندی ناگهانی و تقسیمکننده
خوشبینیای که برای برخی مخاطبان سادهلوحانه به نظر میرسد
مطرحکردن موضوعات معاصر بدون بررسی عمیق آنها
جلوههای کامپیوتری ناهماهنگ در برخی صحنهها
جمعبندی نهایی؛ نظر منتقدان درباره Disclosure Day چه بود؟
برخلاف تبلیغاتی که ممکن است Disclosure Day را بازگشت باشکوه و بینقص اسپیلبرگ جلوه دهند، جمعبندی واقعی نقدها پیچیدهتر است.
بیشتر منتقدان قبول دارند که فیلم سرگرمکننده، خوشساخت و از نظر اجرایی قدرتمند است. امیلی بلانت تقریباً با اتفاق نظر، بهترین عنصر فیلم محسوب میشود و اسپیلبرگ نیز همچنان توانایی خود را در ساختن تعلیق، اکشن و تجربهای مناسب پرده بزرگ نشان میدهد. موسیقی جان ویلیامز و فیلمبرداری یانوش کامینسکی نیز کیفیت تولید را بالا نگه میدارند.
اما نقدهای منفی درباره فیلمنامه جدیاند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. Disclosure Day ایدهای دارد که میتوانست به بررسی عمیق واکنش بشر به اثبات حیات فرازمینی تبدیل شود، ولی بیشتر زمان فیلم صرف تلاش برای افشای اطلاعات میشود. شخصیتهای فرعی عمق کافی ندارند، بخشهایی از روایت غیرمنطقی یا تکراریاند و پایان فیلم برای بعضی مخاطبان درست در نقطهای فرا میرسد که ماجرای اصلی باید آغاز شود.
بهترین توصیف برای فیلم، احتمالاً «یک اثر اسپیلبرگی خوب، اما نه یک اسپیلبرگ بزرگ» است. Disclosure Day نشانههای سینمای کلاسیک او را دارد: حس شگفتی، انسانگرایی، خانواده، کودک، موجودات فضایی، دولت پنهانکار، موسیقی جان ویلیامز و آدمهای معمولی در دل اتفاقی خارقالعاده. مشکل اینجاست که فیلم بیش از حد به همین نشانهها وابسته میماند و کمتر موفق میشود تصویر تازهای از تماس انسان با موجودات فرازمینی ارائه کند.
اگر Disclosure Day را بهعنوان یک تریلر توطئهآمیز، پرتحرک و قدیمی تماشا کنیم، فیلم تجربهای سرگرمکننده و قابلقبول است. اما اگر انتظار اثری همسطح Close Encounters of the Third Kind، E.T. یا بهترین فیلمهای اسپیلبرگ را داشته باشیم، احتمال ناامیدی زیاد است.
جمعبندی امتیاز منتقدان: حدود ۷٫۵ از ۱۰
نتیجه نهایی: منتقدان Disclosure Day را در مجموع دوست داشتهاند، اما بخش بزرگی از تحسینها متوجه کارگردانی اسپیلبرگ و بازی امیلی بلانت است، نه فیلمنامه. فیلم یک شکست محسوب نمیشود، ولی شاهکاری که برخی تبلیغات وعده میدادند نیز نیست.
از ۱۰
«فیلمهای کریستوفر نولان همیشه میخواهند بزرگتر از یک فیلم معمولی باشند؛ گاهی به این هدف میرسند و گاهی تنها بزرگی خود را با صدای بلند اعلام میکنند.»
بیشتر دربارهٔ «افشاگری»
نظرها
برای پاسخدادن وارد شو.

